mana

 
امشب سر ظهر
نویسنده : مانا - ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳۸۳
 

  امشب سر ظهر

  سوپر ماركتها همه چيز را ارزان مي فروشند

  امشب سر ظهر

  كودكان خانواده هاي خوشبخت

  به خانه اي ديگر فرستاده مي شوند تا با هم زندگي كنند

  فيلها ، جوكهاي آدمها را براي هم تعريف مي كنند

  كشورها با هم آشتي مي كنند

  ژنرالهاي جنگ جهاني اول در روز يادبود كشته شدگان جنگ

  در خيابانها عروسك مي فروشند

  نخستين نرگس هاي پاييزي پژمرده مي شوند

  درست در زماني كه برگها از درختها بالا مي افتد

 

 

  امشب سر ظهر

  كبوترها در حياط خلوت ، گربه ها را شكار مي كنند

  هيتلر دستور جنگ در سواحل و دشتها را مي دهد

  تونل آبي زير شهر ليورپول ساخته خواهد شد

  خوكها به پرواز در خواهند آمد

  و آمريكايهاي سفيد براي گرفتن حقوق خود

  مقابل كاخ سياه ، تظاهرات مي كنند

  و هيولايي ،

  دكتر فرانكشتاين را خلق خواهد كرد.

  دخترها در آفتاب خواهند نشست

  بوميان ، ترانه هاي محلي را زمزمه خواهند كرد

  گالريها به روي افراد بالاي بيست و يك سال بسته خواهند شد

 

 

  اشعار شاعران باب ترانه هاي روز خواهد شد

  سياستمداران را به آسايشگاه رواني مي فرستند ،

  دنيا پر از شغل خواهد شد ، اما كسي طالب آنها نخواهد بود

  در قبرستانهاي متروك ، مرده ها

  زنده ها را مدفون خواهند كرد

  و تو

  تو به من مي گويي كه دوستم داري !

  امشب سر ظهر ...

 

                            آدرين هنري – شاعر معاصر انگليسي

                                               Adrin henri                

 


 
comment نظرات ()