يك هايكو از « ريوتا »

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

               هيچ يك سخن نگفتند ،

نه مهمان و نه ميزبان

              نه داوودي هاي سفيد.   

 

 

 

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابک

خيلی زيبا بود عزيز! اينها رو خودت انتخاب و ترجمه می کنی؟

seLLuL

سلام. موزيکمون همچنان هست و به قوت خودش باقيه. فقط يه ذره جاش عوض شده. رفته اينجا: http://www.goolih.com/navalog/

پ.ذ

ببخشيد! ريييييضا هست؟

MOHSEN

سلام،وبلاگ قشنگي داري ولي حيف ديگه از اين اشعار احساسي بهم دست نميده. يه سر هم به من بزن موفق باشي

zizi

سبز تويی که سبز...لورکا را می پرستم....

آه

...........................

مریم

سلام ! وبلاگ خوب و قشنگی داری ! ادامه بده و تند تند اپ تو دیت کن! عکس بذار و دیگه همین دیگه! موفق باشی ! به من هم سر بزن!

کاوه

اگه درست يادم باشه شاملو به روايت خودش خيلی اين هايکو رو دوست داشت شما چطور؟ به ما هم سر بزن

M e h d i

ریوتا... سالها در ذهن شاملو... ّ