سنگ باغچه

امروز موقع برگشت وقتی مترو رسید به ایستگاه کرج از بین جمعیتی که پایین توی راهرو ایستاده بودند یه چراغ خواب به طرف من بالا اومد و پشت سرش دختری که اول از همه انگشترش توجه منو جلب کرد که چقدر شبیه انگشتر من بود، همون انگشتری که بهمن سال پیش از خانه هنرمندان خریدم و خیلی دوستش دارم. وقتی صحبتش با موبایل تموم شد دستمو گرفت نگاهی به انگشترم کرد و گفت کار منه از خانه هنرمندان خریدی؟متعجب گفتم بله و خیلی دوست داشتم بدونم کار کیه و اینکه خیلی دوستش دارم و استادم بهش میگه سنگ باغچه خندید و گفت سنگ رودخونه است .برام گفت که اسمش نازی است، گرافیک سوره خونده و فوق لیسانس عکاسی و جواهرسازی رو از دوستش که دانشجوی صنایع دستی سوره بوده یاد گرفته و در عوض بهش عکاسی یاد داده و من هم گفتم که همین الان از کلاس استاد گیو میام ولی فرصت نشد بیشتر سوال کنم در مورد شیوه کارش که امروز از صبح با دوستانم در مورد این انگشتر صحبت می کردیم که چطور جوشکاری شده و روش کارش چجوری بوده.اتفاق جالب و عجیبی بود برای من که همیشه به این انگشتر و سازنده اش فکر میکردم.

/ 13 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آناهیتا

سلام.چند روز پیش هم واست پیام گذاشتم اما جواب ندادی.[ناراحت]تو نوشته مهر ماه.

مانا

بله خانوم آناهیتا خی بهتره که خودتون طرح بزنید و من سلیقه شما رو نمیدونم و سبک شمارو هم نمیدونم که طرحی پیشنهاد کنم. من سایت گیلد رو میتون بهتون معرفی کنم که لینکش توی وبلاگ خودم هست میتونید ببینید.

دیاکو

بازی اینه که اکه یه شنل نامرئی داشتی باهاش چیکار می کردی؟

محمد

اول اینکه، کدوم کامنت الناز خانومانه بود؟ دوم اینکه واقعن استادت راس میگه، من می میرم واسه بوی نم خال سو اینکه، همه نوع جوشکاری و لحیم کاری ( البته نه از نوع رضا عطارنی) پذیرفته میشود با نازل ترین قیمت

مهدیه

من حاضرم جوشکاری یاد بگیرم.به جاش بت زبان یاد می دم. تنبورم یاد می دم

محمد

خب مثه اینکه فضا خیلی جدیه، بنده باید عرض کنم درست حدس زدین، جوشکاری های ما ظریف نیس، ما می تونیم انگشتر غول درست کنیم! حاجی دیده!

الناز

محمد از دسترسی زیاد به اینتر نت رنج می برد[قهقهه]

مانا

چه قشنگ [نیشخند]

محمد

الناز مگه دستم بهت نرسه! بهتره بگی محمد با این اینترنت دیال آپ بسیار سخت کوشه حرف های مردم رو بی جواب نذاره! ضمنن هیچ چیز جدی وجود نداره رو هستم!