شب ژاک پره ور

                            

شب ژاک پره ور خوب بود ولی بهتر هم میتوانست باشد! توضیحات آقای دهباشی و شعر خوانی رضا سیدحسینی عالی بودند، شعر باربارا را که میخواندند با تمام وجود حسش میکردی و می بلعیدی اش! خجسته کیهان هم خوب خواندند و اما شعر خوانی مریم رئیس دانا خوب که نبود هیچ، به ترجمه خود هم لطمه میزد.فیلم هم خوب نبود.بریده بریده و نامفهوم. .و چقدر جای رضا هدایت خالی بود.
هنوز برای من و مهدیه جالب است که بدانیم آن پیرزن با چادر رنگی در شب ژاک پره ور چه میکرد؟
برای کسب اطلاعات بیشتر به تادانه مراجعه کنید.(+)

/ 4 نظر / 8 بازدید
مهديه

روز خوبی يود/کل طالقانی و ايرانشهر رو با خانوم عاقل پياده رفتن/متلک های خنده دار/انتظامات هيز/آدمهای مزخرف که به جای شب ژاک پره ور اومده بودن عروسی/جنده های دوست داشتنی تو مترو/ راننده معتاد و خوش صحبت!/پيرزن عجيب که فين می کرد و پسرش که عاشقش بود/ زنی که بلند می خنديد/ بچه ای که جيش داشت/ پسرهايی که به اسم يکی از عوامل فيلم می خنديدن/ و ما که نه معروف بوديم و نه توالت را بلد بوديم. ما از همه بهتر بوديم.

مهديه

ديگه اتفاقات بعد از خونه قورينارو نمی گم.زشته.

مانا

آدمی که برای ولنتاین ربع سکه کادو میده/ یا کسی که ناهار و شام سوسیس خورده و نارحته/ پت و مت که ۲ ساعت طول کشید تا از اکباتان به ایستگاه شریف رفتن/ لباس خواب قورینا/رقصیدن پت/داردانل که بالای سر پت و مت خواب موهاشو شونه میکرد/ هورقلیا که از ساعت ۵ منتظر ما بود.ولی اون انتظاماتهای هیز که خیلی هم نسبت به ما ارادت داشتند از همه جالب تر بودن.

پیپ قرمز

ای وای تو هم الکی بهبه- چهچه زدی به اون محفلک ! .. خداييش آبروريزی بود دختر ... راستی من چادر نداشتم ! لخت بودم و برای همين از روی شرمندگی که يک پيرزن لخت است کسی به من نگاه نمی کرد ! اين يوسف عليخانی هم عجب چاخانی هست ! کافیه یکی قزوینی و همشهریش باشه ! تا دل ات بخواد بادش می زنه الکی ... عجيب تر از اون اينه که بهش زيرکانه بهش لينک - صفحه دادی ! اما بايد برابری و عدالت را رعايت می کردی و به من هم لينک صفحه می دادی ! چون شب «آلو بخارا» همون بود که من نوشتم ...پیپ قرمز