میلاد یکی کودک...

آبان ماه بود، صبح زود، از آن روزها که خنکایی دلچسب دارد. دوستم را اتفاقی در مترو دیدم، کلافه بود اما چیزی نمیگفت. از ایستگاه مترو که بیرون آمدیم بی آنکه چیزی بپرسم گفت که باردار است و من بعد از همسرش اولین کسی هستم که باخبر شده ام.باورم نمیشد، گفتم دروغ می گویی، وقتی رسیدیم دیگر باورم شده بود ولی مثل خود دوستم و برخلاف بقیه خوشحال نشدم و بیشتر برایش نگران بودم. در این مدت گاهی تلفنی میزدم و جویای حالش بودم و آخرین بار ، بعد از تولد بچه ، نگران تر از همیشه بود. هفت نفر دور میز نشسته بودیم و ناهار میخوردیم، بچه خواب بود،صحبت مان در مورد بچه دار شدن بود، دو نفر مخالف سر سخت و بقیه موافق و بین این دو بودند.دوستم میگفت که هیچ فکر نمی کرده انقدر سخت باشد و من گفتم که زندگی آدم مختل میشه، دیگه خودت نیستی میشی مامان! و به یاد آوردم کوچکتر که بودم گاهی اسم مادرم یادم میرفت چون همیشه برایم مامان بود.ظرفها را جمع میکردیم، یکی گفت من اصلن دوست ندارم اندامم به هم بخوره، گفتم این کوچکترین مشکلشه، من که شرط ضمن عقد میکنم بچه دار نمیشم. و یکی هم تنها برای بچه قصد ازدواج داشت. خب نظرها متفاوت است دیگر!

پاهای نی نی ِ مذکور که اسمش مشکاتِ

 پ.ن: چقدر خوبه خونه موندن و چقدر میشه کارهای مفید انجام داد، تا ظهر که پای کامپیوترم و ساعت یک و نیم تکرار رادیو زمانه رو گوش میدم و ساعت دو برنامهchic از شبکهarte که فوق العاده است و دیدنش بسیار مفید  برای رشته ما ، دیروز بخشی در مورد سفال و سرامیک داشت و حسابی شادم کرد. و ادامه رادیو زمانه تا ساعت چهار و نیم .  تا شب هم توی اتاق به همراه موسیقی سفال کار میکنم و دوباره کامپیوتر و باز... دانشگاه هم مثل بچه زندگی آدم رو مختل میکنه.

/ 4 نظر / 5 بازدید
بابك

اگه دوست داری بدونی ادم دم مرگ چه حسی داره بيا پيشم من دارم ميميرم اينو دکترها گفتن

بدون امضا

موافقم . خوش به حالت که اينقدر فعالی .

پندار

سلام مانای عزيز. نمی دانم چرا نگاه به بچه دار شدن و بارداری چيزيست کاملا متفاوت. من بارداری را نوعی خلقتمی دانم و راستش لحظه به لحظه رشد و تکامل جنين را از نقطه آغازين تا تولد حس می کردم و بسيار لذت بردم. هميشه به مردان آشنا می گوييم شما چيزی را در زندگی تجربه نمی کنيد که مشابه خدايی ست. خلقت زيباست و ديدن رشد مخلوق زيباتر.

یه مامان

دوست عزیز بهت تبریک میگم قلم خیلی خوبی درای ! در مورد مادرشدن باید بگم تا مادرنباشی نمیدونی چه لذتی داره ! منهم از اون دسته ای بودم که چندان علاقهای به بچه وبچه داری مادر شدن نداشتم اما الان بعد ازسه ماه که گل دخترم متولدشده نمیدونی چقدر دوستش دارم واز اینکه چندین سال بدون بچه زندگی کردم پشیمونم ! خلقت وزایش چیزه عجیب و حیرت آورییه و توانایی مادربودن وپرورش دادن یک مخلوق دروجود خود بزرگترین نعمت وزیباترین چیزی است که خدا به زنها اعطا فرموده ! موفق باشی