داشتم در مورد دادائيسم مي خوندم که ديدم چقدر افکارم نزديکه به دادائيست ها !
مثلن مارسل دوشان براي يک نمايشگاهِ مجسمه سازي يک لگن مستراح را که روي تخته هايي نصب شده بود ارائه داده بود!
و يا يک نمايشنامه که فقط از دو نفر تشکيل مي شد ، اولي مي گفت : « دفتر پست آن روبروست » دومي جواب مي داد : «از من چه کاري ساخته است؟» و پرده مي افتد.

(مطمئنم که مهديه هم مثل من از اين نمايشنامه خوشش اومده . شايد يه روزي با هم اجراش کرديم ! )

/ 9 نظر / 4 بازدید
خيون

Fountain که جزء مشهورترين کارای دوشانه. در ضمن، ارائه رو هم معمولاً می‌کنن، نمی‌دن! (ارائه کرده بود) اگه خواستيد اجرا کنيد به جای لفظ نامأنوس دفتر پست بگوييد پَست‌خونه!

ع.الف.شهریور

من اگه بخوام نظر بدم که خيلی بيشتر از نوشته هات ميشه !ما که خوشمان آمد. ؛ شهريور برف می بارد .؛

hezarpa

منم ميام تا اين نمايش مهيج رو ببينم.

مانا

آقا مجی خان من اینو از توی یه کتاب نوشتم ایراد نگیر از من!

سفر شب

چه افکار بد بويی داری!تو سيفون لااقل براش بذار .اون جناب دوشان که نذاشته!

falling up

احساس ميکنم پير شدم .....يادش بخير اون وقتا که ما هم فکر ميکرديم داداغيم !!‌گاهی هم سورئال ميشديم !! ..يادش بخير :))) هپروتی بود !!:))

بابک

آره مثل بينا نمايشنامه ها اونا هم پس اجرا کنين البته بايد ترجمه شون کنم ((:

علی

جای تحسین نمی مونه با این افکار!

مانا

چه استقبالی!!!!