بررسی عملکرد سه ساله مانا در روز ۱۷ بهمن

سه سال پیش در چنین روزی مورخ 17 بهمن 83 نوشته بودم خیلی وقته که دیگه هیچ جا بهم خوش نمیگذره.(+)
 دو سال پیش در چنین روزی مورخ 17 بهمن 84 گزارش بازدید از دوسالانه طراحی را نوشته ام .(+)
یک سال پیش در چنین روزی مورخ 17 بهمن 85 به همراه مهدیه فیلم فرش ایرانی را دیدیم(+)
حالا هم میتونم بگم خیلی وقته که دیگه هیچ چیزی شادم نمیکنه، باز نمایشگاه میبینم و دوباره با مهدیه قراره بریم جشنواره.
کسل کننده نیست؟

/ 5 نظر / 17 بازدید
دياکو

در بی نهايت جرم و انرژی عمق و انبساط جايی برايم بگذار به هزار زبان به تمامی زبان ها با من سخن می گويی مرا در هم مشکن... جايی برايم بگذار از هزار سو حمله برده ای بادستانم فريادوار سخن می گويی دستان سوخته ام چشمانم را به باری می گيری چشم می بندم لرزان گوشم را فاتحانه ترانه می شوی آی... سنگينی هستی بر بدن جوان من خردم مکن خردم مکن

بدون امضا

کار جالبيه که اومدی ببينی توی يه روز در گذشته چيکار کردی . شايد کمی نگاهتو به مسائل عوض کنی کمی هيجان انگيزتر بشند . نمی دونم .

مهديه

حالا نرفتيم جشنواره يه تنوعی شد! ژازه طباطبايی ام مرد. ياد اون پيرهن قرمز و صداش افتادم دلم گرفت.

مانا

نرفتین جشنواره و من خوابیدم! من هر بار از خواب بیدار میشم میام میبینم یه نفر مرده! تا آخر عمرش هم اونجور که باید شناخته نشد و کسی نفهمیدش. امان از این نفهمیدن ها

دياکو

مال سارا محمدی بود