برای شرکت در جلسه دفاع از پایان‌نامه‌ای رفته بودم دانشگاه سوره. دانشگاهی با رشته‌های هنری (تئاتر و نقاشی و گرافیک و الخ). مکانش خیابان آزادی ساختمان‌های سابق کارخانه آدامس خروس‌نشان بود و در نتیجه بنا بسیار نامناسب برای یک دانشکده. ساختمان‌های پر از سوراخ سمبه، بلند و نزدیک به هم طوری که دالان بین ساختمان‌ها این احساس را می‌داد که در قعر جهان هستید. ولی جالب اینجا بود که دانشجوها چقدر خود را با این محیط وفق داده بودند و بسیار ساده از این ساختار خشک برای بیان خود استفاده کرده بودند. طرح‌ها را به دیوار زده بودند، اتاق‌ها را رنگ کرده تمرین نمایش می‌کردند و در زیرزمین آتلیه نقاشی راه انداخته بودند. صدای خنده و بوی رنگ و نوای موسیقی. گویی بنا ساخته شده است که هزارتویی باشد برای هنرآموزان به کنایه از هزارتوی هنر.

متن بالا را از وبلاگ میرزا پیکوفسکی(+) آورده ام.

/ 9 نظر / 4 بازدید
رضا هدايت

هنر هر مکانی را آبرودار می کند وهنر مندی اگر باشد تشخص ويژه می دهد به مکان

گوش چون آوازباران را شنـیـد یادی از آواز آن فتانه کرد نـم نـم باران چنان افســانه بود هرچه با من کرد آن افسانه کرد شورواحساسم چو باران را بدید شعر خود تقدیم آن ریحانه کرد

مانا

چه خطرناک! خودتو معرفی کن .

رضا هدايت

اين شاعر هنوز يکی کم دارد که به حد نصاب برسد من هم استفاده بردم

هنر است

مانا

چی هنر است؟

فرشيد

سلام راست می گی من ۸ ترم اونجا درس خوندم .خيلی نا مناسب اما ما ايرانی ها پوست کلفتيم نه؟

بدون امضا

استاد راست می گويد ما را هم آبرو داده است !

رضا

موجود زنده خودش را با محيطش وفق مي‌دهد. داروين هم همين را مي‌گفت...