از امروز تابستان من آغاز شد، تابستانی که نوید آمدن سپنتا را میدهد، تنها چیزی که میدانم شادم میکند. ترم 6 هم تمام شد و رفت ترم خوبی بود بی دردسر و آروم . کارگاه چوب با استاد میرطیبی که من رو نوه خودش میدونست(به دلیل شباهت نام من و نوه اش) و بسیار مهربان بود و کارگاه قلم زنی با استاد جعفری که کلاس شاد و گرمی داشت.سال پیش که تابستان خوب و پرباری بود برای من با آن همه کار سفال که الان در همه نقاط خانه دیده میشوند.دوستم میگفت باز سفال کار کن ولی نه ،چند کار تذهیب آماده کردم برای کار که هنوز نمیدانم این همه آرامشی که کار کردن تذهیب و نه دیدنش میدهد از چیست.سه سال پیش در همین صفحه نوشتم که از تذهیب متنفرم ولی کار کردنش لذتی وصف ناشدنی داشت برایم. خب امروز میلاد چهار سالگی وبلاگم هم هست که به قول یکی از مهمانان دو قدم مانده به صبح که نامش یادم نیست وبلاگم مثل یه پول ته جیب شده که همیشه خاطر جمع هستم که هست.
 پ.ن : شعری که رضا برای سپنتا نوشته را بخوانید زیباست.
پ.ن 2: از دوست عزیزم سپاسگزارم که انقدر مهربان است( خودش بهتر میدونه چرا)
 

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بدون امضا

ای بابا خجالتم می دهی ماناجان .خوبی از خودته . تولد وبلاگت مبارک . وبلاگ چیز خوبیه امیدوارم هیچ وقت از دستش ندیم مثل سکه ای که همیشه ته جیب آدمه.

مهدیه

خوبی این تابستونه همون سپنتای خودمونه فقط بقیه ش گرمای مزخرفیه که خونه نشین مون کرده. من دیگه از وقتی با فرقون تصادف کردمدل و دماغ اینترنت هم ندارم. ((:

مانا

وای من هر وقت یاد تصادفت میافتم بلند بلند میخندم دست خودم نیست واقعن قشنگ بود گل کاشتی پت خانوم

دیاکو

آقا این قضیه تصادف پت چیه؟! با فرقون؟!

پوریا

سلام. خوبید. خوشحال میشم به منم سر بزنید.

الناز

[لبخند]تولد وبلاگت مبارک

m.m

سلام. بعد از خستگی درس و دانشگاه و قید و بندهای اون وقتی میدونی دیگه مال خودتی خیلی کیف داره . هر کاری رو که واقعا دوست داری انجام میدی . [گل]

همیشه ایران

تا نفس هست، "رخوت و سکوت" زندگی نیست. سرکشی کن، در هر جا و هر موردی که خواستی. --- کِیت هرینگ سرکش و گسیخته، معترض به نژادپرستی، جامعه مصرفی،... - همیشه ایران به روز گذر کرد. http://hamisheiran.blogfa.com

الناز

[بغل]مبارک باشه خاله خانوم

دیاکو

تبریک! عکس عضو جدید خانواده رو بذار!