مانا و ناکامی هایش

 دیروز که شنیدم دوشنبه سخنرانی آیدین آغداشلو با موضوع ارتباط صنایع دستی با هنرهای تجسمی در دانشکده ارتباطات سوره است، کلی خوشحال شدم که شاید یه ذره بتونم با این رشته کنار بیام. صبح هم با تمام سرماخوردگی و بی حالی رفتم. سخنرانی خوبی بود اگر از قبل موضوع اش اعلام نمیشد! برخلاف تصور من و خیلی های دیگه آقای آغداشلو بسیار سنتی فکر میکردند و مثل بقیه باز صنایع دستی رو با هنرهای سنتی قاطی کردن و اصلن یکی میدونستن و صنایع دستی رو برای توریست و زنده نگاه داشتن خاطرات میدونستن. بیشتر در مورد تاریخچه صنایع دستی صحبت شد و در آخر هم سوالی مطرح کردند که آیا صنایع دستی هنر است؟ که جواب درستی هم به سوال خودشان ندادند.من یکی انتظار بیشتری از این بحث و آیدین آغداشلو داشتم.بعد از ظهر هم رفتیم به میزگرد تایپوگرافی که وسط صحبتهای بیژن صیفوری رسیدیم  آنجا هم فرشید مثقالی و فرزاد ادیبی متحد بودند و بیژن صیفوری تمام تلاشش رو میکرد که حرف خودش را بزند که ما آمدیم و نفهمیدیم که چه شد، ولی استاد مثقالی خوب سخن گفتند.

/ 9 نظر / 5 بازدید
من

اينايی که گفتی در مقابل ناکامی امروزت که چيزی نيستن...

من

من که می گم يکشنبه تلافی کنيم

من

فکر کن ...از خواب سه شنبه مون زديم رفتیم يه جای تکراری...آخرشم دست خالی برگشتیم....عجب استادایی پیدا می شن ها..

مانا

نگو که دلم خونِ! از وقتی اومدم دارم غر میزنم که چقدر این استاده خسیسه.حداقل یه دونه از اون مکعب شیشه ای ها میداد بهمون.خدا ازش نگذره.من با این حالم پاشدم اومدم به عشق جایزه! فقط بلده برای خودش کت شلوار بخره.

اوهام

سلام مانای عزيز واقعا يعنی آيديدن آغداشلو نمی دونی هنر تجسمی با صنايع دستی فرق داره؟ البته اين دو تا برخی جاها به هم نزديک می شن ولی تفاوتشون همون بحث صنعت و هنره . وقتی هزار تا تابلوی موناليزا داشتی باشی ديگه اسم تک تک شون هنر نيست هنر همون يکی داوينچی س! صنايع دستی زيباست اما فقط کسی که ابتکار به خرج داده اولين بار هنرمنده هنرمند اون فرهنگه !!! به هر حال از آهنگ فوق العاده وبلاگت لذت بردم و اميدوارم بتونم بيشتر بهت سر بزنم ...زنده باشی

اوهام

آيدين=آيديدن نمی دونی= نمی دونست! مثل اينکه واسه نظر دادن هول کرده بودم غلط زياد داشتم!

اوهام

راستی از طريق وبلاگ شما به وبلاگ مهذيه خانم رفتم مطلب آخرشان را خواندم فوق العاده بود واقعا ولی جايی نديدم که بشود نوشت از قول من بگوييد وقتی به کتاب داخل پلاستيک آن پسر اشاره کرديد تا چند دقيقه می خنديدم . نکته بينی ها ونکته سنجی هاشيشان جالب بود . ببخشيد که اينجا برای دوستتان نوشتم . اين را بگذاريد به حساب کمبود امکانات !!!(از اين گل ها يکيش مال شماست يکی مال دوستتان!)

اوهام

آقا منظورم اين نيست که صنايع دستی نمی تونه هنر باشه! ااز موناليزا مثال زدم که منظو.رمو فهمونده باشم ! ممنون که سر زدی و ممنون که نگاهی به مطالب وبلاگ نيانداختی !نه ببخشيد انداختی منظورم بود!