بازی وبلاگی

اگر شنل نامرئی داشتم یه کاری میکردم رضا سربازی نره ، تمام کلاس های عمومی و تئوری مزخرف رو حاضری میزدم و آخر ترم هم یه بیست رد میکردم از شرشون خلاص میشدم ،یه سیلی میزدم تو گوش یکی از اساتید محترم که به شدت رو اعصابمه، لپ یکیشونو میکشیدم سیبیلای یکیشونم میکشیدم.میرفتم طرح ها و ایده های هنرمندا رو میدزدیدم یا شاید نقاشی ها و کارهاشونو، به جای دو طبقه بالا رفتن میرفتم دستشویی گروه، یه کاری میکردم همیشه شب باشه و بیشتر سال برف بیاد، موقع رد شدن از جلوی حراست ازش استفاده میکردم و خیلی چیزا که یادم نمیاد.دیاکو منو دعوت کرد من هم مهدیه ، الناز ، شیرکاکائو و مونالی رو دعوت میکنم.

/ 5 نظر / 10 بازدید
دیاکو

آقا اینا رو من دعوت کردم خودت برو یکی دیگه رو پیدا کن!!

الناز

منم اگه شنل داشتم حتما می رفتم دفتر نظام وظیفه و حضور را رو پر می کردم[لبخند]

الناز

با ایده ی حراست موافقم و اینکه همیشه شب باشه.

بدون امضا

منم برف رو دوست دارم .اگه شنل داشتم یک کاری می کردم از اینجا برم .

مهدیه

خیلی با حال بود تیکه لپ و سبیل ولی با اون شنله عزیزم نمی تونی اون کارای مربوط به برف و شب رو انجام بدی!