منوچهر احترامی هم رفت...

                 

همیشه خبر رفتن هنرمندان از این دنیا رو توی هفتان میدیدم که حالا هفتان هم خودش از دنیا رفته. نویسنده نوستالژیک ترین کتاب کودکی ما امروز از دنیا رفت، کتابی که هنوز تک تک کلمات و تصاویرش توی ذهن ما هست وقتی مهدیه نوشته شلوار راه راه حسنی تصویر راه های آبی و سفید شلوار جلوی چشمم هست یا لباسی که مادر حسنی بافت سفید با طرح های نارنجی به وضوح یادم هست.حسنی  برای ما حکم هری پاتر این روزها رو داشت و حسنی کجا و هری پاتر کجا.کتاب دزده و مرغ فلفلی که چاپ شده بود من حفظش کرده بودم و هر روز توی خونه با صدای بلند میخوندم و رضا همیشه از این کار من عصبی میشد، پشت جلد کتاب نوشته بود دزده و مرغ فلفلی طولانی ترین کتاب دنیا و من همیشه خوشحال بودم از اینکه طولانی ترین کتاب دنیا رو خوندم.

توی ده شلمرود

فلفلی مرغش تک بود

یه ده بود و یه فلفلی

یه مرغ زرد کاکلی

یه روز که خیلی خسته بود

کنج اتاق نشسته بود

یه دزد رند ناقلا

شیطون و بدجنس و بلا

اومد و یه کیسه آورد

کاکلی رو دزدید و برد

تنگ غروب که فلفلی

رفت به سراغ کاکلی

نه آب بود و نه دونه بود

نه کاکلی تو لونه بود

داد زد و گفت:مرغ کاکلی

تپل مپلی،دست و پا گلی کجایی

اما جواب نیومد

...

/ 4 نظر / 58 بازدید
الناز

تو جشن گل آقا ، تازه فهمیدم "منوچهر احترامی" راوی قصه های کودکی مون بوده . روحش شاد.

الناز

حسنی با چشم گریون/ پا شد و اومد تو میدون/ آی فلفلی آی قلقلی/ میاین با من بازی کنین؟ من اینو خیلی دوست داشتم.

مهدیه

عزیزم. عمو سیبیلو. اشکم دوباره در اومد. ببین چی بود بابام هم دیشب می خوند با خودش حسنی میای بریم حموم؟نه نمیام نه نمی خوام.

بدون امضا

ديشب برنامه تيك تاك مصاحبه داشت با عرباني . همين تازگي ها . حيف شد . بچگي هامون هم رفت .