روز تلخی بود، روز تولدم همراه شد با مراسم خاک سپاری عمویم، بهترین و دوست داشتنی ترین عمو. تمام لحظه های بیماری این چند سالش را فراموش میکنم جز صدایی که پشت تلفن میگفت با عمو قهری؟ و مدام جلوی چشمم می آید، قدم میزند و پریا را می خواند
آتیش آتیش چه خوبه
حالام تنگ غروبه
چیزی به شب نمونده
به سوز و تب نمونده

/ 15 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کتايون

سلام مانای عزيز. چه غمگين شدم . بهت تسليت می گم و اميدوارم زياد غم نخوری. تولدت رو هم تبريک می گم عزيز دلم. می دونی من از اين شعر يه دنيا خاطره دارم. همه خاطرات کودکيم و پدرم بااين شعر همراهه. مراقب خودت باش عزيزم. کاش شاد باشی حالا

پویا گویا

سلام.// هر که رفت پاره ای از ما برد و سبدی خاطره برايمان باقی گذاشت.// شيرين خاطره ها را زنده می داريم.// ميلادتان مبارک// يا حق.

بهار

مانای عزیز نمی دانم اول تبریک بگویم تولدت را و یا تسلیت برای فوت عمویت! امیدوارم سالهای دگر روز تولدت با شادی همراه باشه!

مهديه

بی بهانه گريستن ها و دلخوری ها و نبود جسمی و روحی که پيشتر بوده و تاثيرش همان يک ذره هم اگر باشد که تصويری بسازد در ذهن مان دردناک است چه رسد به مرگ اقوام. خوب بود که من هديه ام را آن شب پيش از آن صبحی که شبش خواب به چشمم نرفت دادم.

کاش يه پست جديد بزنی به بهونه ی در اومدن از اين حال شايد

پيام

سلام مانا خانوم ، من مشتری پر و پاقرص وبلاگتم ،يه بارم قبلا برات کامنت گذاشتم که احتمالا خاطرت نيست... من روز سه شنبه ۱۷ مهرماه در کمال ناباوری پدرم و از دست دادم و چهارشنبه هجده مهر به خاک سپردمش...اينو بهت گفتم که ببينم آپ نشدن وبلاگت بخاطر اين اتفاقيه که نوشتی؟

مانا

چه هجدهم مهر نحسی بود امسال! نه برای این نیست که نمینویسم دیگر حوصله ای نیست برای نوشتن نه حوصله ای و نه وقتی.

مانی

سلام دوست خوبم آدرس من از http://www.ariamehr2nd.persianblog.ir به http://www.manimahmoudi.com/ تغییر کرد. من از امروز اینجا می نویسم . خوشحال میشم بیای. در ضمن تسليت منو هم بپذير. مانی

ساویز Saveiz

سلام به شما دوست عزیز دوست گلم به وبلاگ لاو سیتی یک سری بزن و برای 5 دقیقه بیا به چت و یک گفتگوی گرم و سمیمی با دوستای گلمون داشته باشم به دوستات هم خبر بده توی وبلاگ امکان موزیک و دانلود موزیک هم داریم منتظرت هستیم