با تمام دلخوریهای این مراسم کذایی، نمایشگاه خوبی شد. به همراه ورک شاپ منبت، معرق،قلمزنی، بافت ، تراش شیشه و سفال که امروز من و مریم ورک شاپ سفال را عهده دار بودیم و چقدر خوش گذشت هم به ما و هم بازدیدکنندگان که با عبور از سه غرفه جدی و بی سر و صدا وارد آخرین قسمت که می شدند با دو آدم خندان و خوشرو! مواجه میشدند و جرات این را پیدا میکردند که دست به گل بزنند و بخواهند که با چرخ کار کنندو استاد شیشه متعجب از اینکه ما چرا انقدر میخندیم؟ که از نظر استاد خوش فکر ما (که چون مردم عامی تصورش از صنایع دستی بافت فرش است و این را با افتخار میگوید) من آدم بی نظمی هستم چون سر کلاسش میخندم! حالا اینکه به موقع می آیم و اولین نفری بودم که سی دی تحقیقم را تحویل دادم و اینها بماند! به هر حال جالب بود برایم که دانشجویان رشته های دیگر مخصوصا گرافیک میگفتند که ما چه رشته زیبایی داریم و خوشا به حالمان! در آخر هم من یک کار نه چندان مرکز ساختم! و بقیه کارها توسط افرادی که فکر میکردند کار با چرخ سفالگری راحت است خراب شد.
از دوستان دعوت میکنم از نمایشگاه ما دیدن کنند و در صورت امکان فردا یا چهارشنبه بیایند که ورک شاپ را هم ببینند.
دانشگاه سوره:خیابان آزادی، بین آذربایجان و خوش، نبش کامیاران

/ 3 نظر / 4 بازدید
مريم

آره به من که خيلی خوش گذشت مخصوصا وقتی که به ياد راديو بوديم. خوشحالم که اسم منم تو وبلاگت هست

رضا

http://www.vegan.ir/userfiles/uploads/pages/interview/ghasabgiyahkhar.htm قصاب گوشت خوار برای تو جالب است؟