عشق

داشتن با هم چت ميكردن كه يه دفعه همه جا تاريك شد . بدون هيچ احساسي مونيتور رو خاموش كرد و توي تاريكي برس رو پيدا كرد و افتاد به جون موهاش ، وقتي ديگه احساس كرد موهاش صاف شده شال پشمي رو پيچيد دور سرش و دراز كشيد و به مرگش فكر كرد.
مرگ خودش نه!

/ 10 نظر / 4 بازدید
مهدیه

برق رفت؟ برق گرفت؟ مو رو ميگم ها! موهات برق ميزنه؟

فاطمه

مرگ عشق توی تاريکی ؟! بهتر!

nendoke

هی می شه گفت بدک نبود . :*

امیر

بسيار زيبا بود.خوشحالم از آشنايی با شما و به اميد ديدار...

dyako

چشمان گربه...

nendoke

فوتو بلاگ مبارکه حالا چی می شد لینک من رو هم درست می کردی عمویی ؟

مانا

آخي ببخشيد عمويي حواسم نبود!

هزارپا

عالييييييييييييييييييييييييييييييييييييی.تبريک ميگم .گاهی ميخکوبم ميکنی دختره!