بخشي از شعر : فرمان شماره ي 2 به ارتش هنرها

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  با شمايم ،

  بزرگ نقاشان

  كه پرواريد چو اسب كوتاه قامت ،

  كه بلمبانيد زمين نمك زده را با قاه قاه ،

  كز كرده در كنج كارگاهاتان،

  و تا ابد ، ماهي وار تخم مي ريزيد

  و به گل ها و دختران شهوت ران ، ارج مي نهيد .

 

  ولاديمير ماياكوفسكي

 

/ 6 نظر / 6 بازدید
رفوزه

ااو ... تا حالا از اين چيزا نشنيده بودم، آخه نگاهم يه جور ديگه بود!

pat

من که قات زدم .. نميدونم .. انگار شبيه اش رو يا نميدونم .... شايد توهمه دوباره....

بابک

برو اينجا! شاعرش همونيه که تو وبلاگش لونه کردين ): و همه ی کامنت هاشم زدين پاک کردين ):

بابک

عزيز بهت ايميل زدم که چرا کامنتت رو پاک کردم نخوندی؟ چون نمی خواستم اون موضوعی که اشاره کردی بودی توش رو کسی بدونه سيکرته اوکی؟ قربانت

شقایق

مانا جان من هم مايا را دوست دارم به خاطر شعراش به خاطر ساس و به خاطر تک حرفی که با تو فاصله دارد!

mana

سلام... پرسيده بودی خوبم يا نه ... خوب من سعی ميکنم خوب باشم ... نميدونم چقدر موفق شدم ... اميدوارم هميشه شاد و سرحال باشی.