خوب بود خون بازی!

خون بازی را که دیدم دلم خواست معتاد باشم!

/ 3 نظر / 6 بازدید
مهديه

آره. برای ما که هيچ پناهگاهی نداريم و هيچ جايی که خودمان را خالی کنيم، فقط به اندازه چند متر جا که خودمان را ثابت کنيم و چند لحظه وقت که فکر کنيم آيا کسی پيدا می شود که ما را به خاطر خودمان دوست بدارد يا همه اين ها فريبی بيش نيست؟فريب آدمها که از نياز ناشی می شود. يک جورهايی همه ما معتاديم. معتاد به اين زندگی کسالت بار که حاضر هم نيستيم از دستش بدهيم. معتاد به دوست داشتن و دوست داشته شدن. حتی معتاد به همین فضای مجازی.اين روزها همش به مراسم ترحيم خودم فکر می کنم. آدمها می گريند تا خاطره آدمی را که در ذهنشان به آن معتاد شده اند پاک کنند، فقط به خاطر خودشان. حالا اين همه عوامل فيلم زحمت کشيدن که تو همينجوری نری معتاد شی. فعلا کوتاه بیا بعدا می تونی رو منم حساب کنی. کوکائين فکر کنم خوب باشه. ذهنمون هم فعال ميشه!

شقايق

با مهديه موافقم هممون يه جورايی معتاديم ولی خداييش پستتو که خوندم به عقلت شک کردم دخترخاله!

مانا

آره منم موافقم. من هم جدیدن زیاد فکر میکنم به این محبتهای مصنوعی به این روبوسی و تبریک عید مسخره که داره حالمو به هم میزنه. من به تختخواب معتادم! برای همین نوشتم که خیلی خوشحال نباشن با یه فیلم نمیشه جلوی اعتیاد رو گرفت.