آيدين آغداشلو  

                                                               

 

           

/ 6 نظر / 4 بازدید
479

شعر امشب سر ظهر قشنگ بود...بعد از مدتها چند سطری بود که خوب خوندمش...

479

و اين تصوير... سطح صافی که مشخصه های سطحی يک انسان رو داره..سر و بدن...و يک شکاف..!! و اگه اين شکاف نبود؟؟(کاش يه نقد براش بنويسی..)

pat

چه راحته ! مخصوصا به خاطر فقدان لب و لوچه! و اون چاله به نظرم بايد جای گوله ای چيزی شايدم قلبی يا شايدم چشم دل! هه اصلا اين چاله هم نبود بهتر بود .. مانا ميدونی ياد کدوم جک افتادم! خودت حدس بزن!

شقایق

خوشم آمد!مخصوصاْ که اون سوراخه خوب جوری!!آدم را آزار ميده

pat

يه جورايی اگه سوراخه نبودها به دل آدم بيشتر ميشست! يه جورايی اين صاف بودنش هم . آدم دلش ميخواد کله اش رو بگيره فشار بده شبيه اين قلب مصنوعی هايی که نئارخوس هم داره .. وای ی ی چی گفتم .. جدی نگيريد! آخه چشمم مشکل پيدا کرده...

حامد

و شايد اون حخم زرد بوجود اومده تا فقط اون حفره بتونه توش جا بگيره. حفره و تهيدگی به خودی خود هيچ معنايی نداره و فقط در يک حجم و يک پريدگی معنا پيدا می کنه. حجم زرد بهانه ای است برای تحقق يک حفره.