_ زنگ طراحي
_ جوراب پوشيدن
_ شبكه دو جمهوري اسلامي ايران
_ دختر‌ دبيرستاني‌هايي كه تمام انگشتاشون پر از انگشتر‌نقره است (و هر كدام يادگار يكي از دوست پسرها)
_ رايت كردن cd
_ مغازه‌دارهايي كه كارت اينترنت آشغال ميندازن به آدم.
_ اول دبيرستان
_ دبيرهايي كه به آدم به چشم يه نادون نگاه ميكنن.
_ تناليته رنگي و صفحه گريد
_ مردهاي چاق و ريشو و اخمو با پيراهن مشكي‌و‌ساعت طلا پشت سمند نقره‌اي و بژ.
_ آدمهايي كه از يه رشته ديگه ميان هنر شركت ميكنن**
_ عمله هايي كه همه دخترها رو يه جور نگاه ميكنن!
_ فيلمهاي حاتمي‌كيا
_ به قول مجي: طيف خواننده‌ي پشت كتابهاي نشر مركز
_ دخترهايي كه ساك بزرگ ميندازن رو كولشون و ميرن كلاس واليبال!
_ مقنعه شستن
_ آدم‌هايي كه ميشينن پشت كامپيوتر،موزيك گوش ميدن و پاسور بازي ميكنن.
_ زن‌هاي خواب آلويي كه صبح زود با روسري كج و كوله پسر بچه‌شون رو سوار سرويس ميكنن.
_ گوشت تلخي
_ دخترهاي با مرام
_ آدم‌هاي الاغي كه چند نفري كنار هم تو پياده‌رو راه ميرن!
_ و آدم‌هايي كه اصلا از پياده رو استفاده نميكنن!
_ باز و بسته كردن سه پايه
_ مانا**

* اوووووووووووووووه .......  من از اين همه چيزي متنفرم؟

/ 6 نظر / 4 بازدید
مانا

تازه بازم هست! ولي يادم نمياد!

مهديه

آره؟ ......... از اوا خواهرا چي؟ يا سريالهاي تلوزيون؟ يا گرفتن تاكسي؟ يا اونايي كه وبلاگشونو آنلاين نگا ميكنن؟ يا اونايي كه تو اتوبوس بمون فحش ميدن؟ اونايي كه تو خيابون تف ميكنن رو پياده رو/ يا اونايي كه تو اتوبوس زل ميزنن به مدت 1 ساعت به آدم/ و يا فوتبال نگاه كردن با تخمه/ هورت كشيدن چايي/ سوپ داغ با صدا و سبيل/ سي دي آويزون تو ماشين هاي مدل بالا/ حرف زدن با گند قرها .. بحث كردن با رامسس ها و .......... اوه .... قابل گفتن نيست!.

مهديه

ولي خداييش با ديدن يه آب پرتقال گيري و يه سگ و يه نون همبرگر و يه دم كني و يه مشت آدم ناراحت تو انقلاب و ...... آدم يادش ميره از چي متنفره ... نه؟

nendoke

هه هه , قالبش رو نگاه چقدر با حال شده . حالا اونکه بالا به خط میخی نوشتی یعنی چی ؟ بعدش اون یارو که می نویسه به یونانیا می خوره بعدش خط چینی و فارسی !!!! جلل خالق . =)) .

مانا

پت جونم تو كه منو بهتر از خودم ميشناسي كه!

sepideh

هی ... صبر ميکنی ... حتی کمی . سبز تويی که سبز ميخواهم ...