این روزها همه کتاب مترو می‌خوانند!

ته دلم خیلی ذوق میکنم وقتی توی مترو دست همه کتاب مترو میبینم. هر کسی رو که میبینی با خوشحالی در مورد این کتابها حرف میزنه از دانشجو گرفته تا پسربچه های مدرسه‌ای! توی کیف هر کسی یه کتاب مترو پیدا میشه و خیلی ها به داشتن تمام شماره ها افتخار میکنن، یا اومدن شماره جدید رو به هم خبر میدن. همه ایستگاه ها کم کم قسمتی رو به فروش کتاب مترو اختصاص دادند و از وقتی به ایستگاه آزادی هم آمدند من و دوستم هر روز همدیگر رو کتاب مترو مهمون میکنیم!
تا امروز 9 شماره از این کتابها چاپ شده با قیمت 100 تومان، که بهترینشان، جدیدترین آئین نامه راهنمایی و رانندگی و دربست مترو، کارهای علی درخشی است.
دربست مترو را میتوانید در گالری سایت ایران کارتون ببینید.(+)

 

/ 5 نظر / 10 بازدید
یکی که نامش ؛سنگ مرده‌ی مهتاب؛

این را که خواندم یادم رفت به روزی که "داستان یک‌ شهر" احمد محمود را در مترو می‌خواندم. اندوه و ملال کتاب عذاب می‌داد - سخت، و ملت در چرت بودند - کاهلانه . خسته از کار روزانه و خواب از رخوت عصرانه. يادم هست زنی را که ايستاده بود لای مردانی که ايستاده بودند و ایستاده چرت می‌زدند و چانه‌ها و گردن‌هاشان با سرعت و ترمزهای گاه به گاهی و یک در میانی ترن، لق می‌خورد. زن ایستاده بود خیره به من و من تا او را دیدم که چشم تو چشم من شده است یادم افتاد به "شریفه" که جنازه‌اش را با بوی خزه و عطر دریا قاطی، رو لته‌ی در می‌بردند، و دستش از زیر کفن - که ملافه‌ی چرکتاب سربازخانه لنگه بود - بیرون افتاده بود. زن خب رفت و من ماندم تا ایستگاه پایانی.

مهديه

آخی من شماره جديدشو نخريدم. ولی اينی که عکساشو گذاشتی رو دارم خيلی باحاله. به نظرم اگه اين کاريکاتوريستا رفتارای مردم و حالت هاشونو تو مترو تصوير می کردن خيلی بهتر از اينا می شد.

مانا

شماره جدیدشو نخر چون افتضاحه!

محمود خلعتبری

سلام مانای عزيز... خوب اين خيلی خوب است... يک اتفاق قشنگ است همين فرهنگ مطالعه.. من با چند يادداشت برای خودم به روزم... خوشحال ميشوم نظری چيزی...

از زندگی

چه جالب ! من اصلاْ خبر نداشتم. آدم وسوسه می شه بره مترو سواری :)