يعني من انقدر منفورم؟

  بچه توي تاكسي<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

  با ديدن من

  حالش به هم خورد!

    مانا

 

/ 7 نظر / 5 بازدید
rasoo

hichvaght zibaei ye nafar ro too andam va zahere oon najoo balke be chehsash negah kon onvaght mitooni zibaei delesho bebini ke khili ghashangtar az ..

479

بچه ها خوش بينند

شقایق

چه خوش سلیقه بوده این بچه ;)مانا جون خیلی با نمک بود عزیزم!

دیاکو

وحشتناک ترين اتفاق زندگيم پريشب اتفاق افتاد. يه زن تو يه پيکان سفيد نشسته بود. تو کوچه مون. داشتم بر می گشتم خونه. زنه رو تو ماشين ديدم. چشمش که به من خورد هر چهار تا درو از داخل قفل کردو سرش گذاشت رو داشبورد... هر چند لحظه يک بار سرشو بلند می کردو با ترس نگاهم می کرد... به در کناری هم که انگار منتظر بود يه نفر از اون جا بياد بيرونو نجات بده!!!! از با فاصلهی زيادی از پيکان و با سرعت زيادی از کنارش رد شدم. نمی خواستم از من بترسه... اما اون ترسيد من يه بچه م. اون از من ترسيد... من ...

دیاکو

ببخشيد بابت اين همه غلط دستوريو ادبيو بی ادبی! اکانتم داشت تموم می شد ديگه منم تند تند سر هم کردم:D

حامد

چه هنری داری تو. من فقط با کردن انگشتم درون گلوی يک کودک می تونم دچار تهوع شدگيش بشم.

babak

از بس که زشتی ((: